فیزیولوژی دانشی است که وظیفهاش بررسی عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهیت بررسی در این علم ، وظیفه و کارکرد اندامهاست. نام قدیمی فیزیولوژی وظایفالاعضا بوده است. فیزیولوژی گیاهی ، مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای رشد و نمو ، متابولیزم و تولید مثل گیاهان است.
دید کلی
کشف قوانینی که بر تغذیه گیاه و رشد و نمو آن حکومت میکند، شناخت توانایی واقعی سلولها در انجام فعالیتهای بیولوژیک و همچنین ارائه روشهایی که ظهور یکی از توانائیهای سلولی را امکانپذیر میسازد، هدف اساسی فیزیولوژی گیاهی محسوب میشود. همانطور که مسیر روشن بسیاری از اکتشافات نظری ، منشا پیشرفتهایی در یکی از شاخههای تجربی علوم است، نتایج حاصل از مطالعاتی که در همه شئون علمی بالاخص در فیزیولوژی گیاهی صورت گرفته، باعث توسعه و پیشرفت واقعی کشاورزی شده و آن را از صورت ابتدایی خود در نخستین روزهای ظهور انسان به صورت کاملا پیشرفته امروزی ، مبدل ساخته است.
از طرف دیگر ، ترقیات سریع فیزیولوژی گیاهی نیز خود مدیون ترقیات علوم دیگری مانند فیزیک و شیمی است، زیرا عملا کلیه اعمال متابولیزم سلولها بر اساس قوانینی تفسیر میشوند که در مورد عالم بیجان شناخته شدهاند. شک نیست که علم فیزیولوژی گیاهی ، علمی است تجربی و همه کوششهایی که در این زمینه صورت میگیرند، به شناسایی بیش از پیش ماده زنده منجر میشوند. به علاوه فیزیولوژی گیاهی ، علم پایه مستقلی است که دارای مفاهیم خاصی بوده، شیوه مخصوصی در تجربیات آن مشاهده میشود.

موضوعات مطرح شده در فیزیولوژی گیاهی
فیزیولوژی گیاهی را میتوان مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای چرخهای متحرک رشد ، متابولیزم و تولید مثل دانست. مباحث زیادی در فیزیولوژی گیاهی بحث میشود و در هیچ علمی ، نحوه پیشرفت واضحتر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. از مباحثی که در فیزیولوژی گیاهی بحث میشود، میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
تغذیه و جذب در گیاهان
انجام صحیح فرایندهای متابولیزمی مستلزم وجود عناصری است که باید به صورت اکسید شده یا احیا شده ، معدنی و یا آلی جذب سلولها شده، احتیاجات آنها را از نظر ماده و انرژی تامین کنند. مقدار و نوع این احتیاجات تابعی از شدت و نوع واکنشهای متابولیزمی بوده و به همین مناسبت هر موجودی از نظر قدرت سنتز و طریقه تحصیل انرژی با موجود دیگر متفاوت است.
موجودات زنده را از نظر قدرت سنتز و همانند سازی به دو دسته اتوتروف و هتروتروف تقسیم می کنند. موجودات اتوتروف موجوداتی را گویند که از ترکیبات سادهای نظیر دیاکسید کربن و ترکیبات معدنی مختلف مانند نیتروژن معدنی ، میتوانند کلیه احتیاجات خود را برطرف سازند که گیاهان در این گروه قرار میگیرند.
احتیاجات گیاهان نسبت به انرژی
سلولهای گیاهی انرژی موجود در مواد تشکیل دهنده خود را به صور مختلف زیر از دست میدهند.
احتیاجات گیاهان نسبت به مواد
میزان این احتیاجات در نمونههای مختلف گیاهی ، متفاوت است. رفع احتیاجات یک گیاه بالغ در درجه اول به منظور جبران موادی است که این گیاه در طول حیات از دست میدهد. در درجه دوم ، رشد و نمو یک گیاه احتیاجات احتمالی دیگری بوجود میآورد. کلیه این احتیاجات بوسیله منابع طبیعی مختلفی تامین میشوند که عبارتند از: خاک ، هوا ، آب و محیطهای آلی.
بطور کلی در بخش تغذیه و جذب مباحث مختلفی بحث میشود: احتیاجات گیاهان ، نقش عمومی و اختصاصی عناصر و علائم کمبودهای آنها ، محلولهای غذایی و کودهای شیمیایی ، تغذیه نیتروژن معدنی و آلی ، چرخه متابولیزمی نیتروژن ، گوگرد و فسفر ، رابطه آب و خاک ، گردش مواد در گیاه ، جذب مواد معدنی ، مکانیزم جذب مواد و ... .
فتوسنتز
زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز از نظر لغوی به معنی تولید با استفاده از نور خورشید است. در فتوسنتز ، انرژی خورشیدی برای اکسید کردن آب ، آزاد شدن اکسیژن و نیز احیا کردن
به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار میرود. فتوسنتز شامل دو دسته از واکنشهاست: واکنشهای نوری و واکنشهای تاریکی.
بطور کلی در بخش فتوسنتز مباحث مختلفی بحث می شود:
مفاهیم کلی در مورد فتوسنتز ، عملکرد کوانتومی نور ، ساختمان دستگاه فتوسنتزی ، ساختار تیلاکوئیدها در کلروپلاست ، گیرندههای نوری ، فتوسیستمهای I و II ، مکانیزم انتقال الکترون و پروتون در کلروپلاستها ، ژنوم کلروپلاست ، چرخه احیای فتوسنتزی
، تنفس نوری ، چرخه احیای فتوسنتزی
، چرخه احیای کربن در گیاهان CAM(کراسولاسه) ، سنتز نشاسته و ساکارز در گیاهان و ... .
تنفس
تنفس فرایندی است که انرژی ذخیره شده در مواد انرژیزا مانند کربوهیدراتها را به شیوهای کنترل شده ، آزاد میکند. در طی تنفس انرژی آزاد ، رها شده و به شکل ATP در میآید که این شکل از انرژی میتواند به سهولت برای نگهداری و رشد گیاه مورد استفاده قرار گیرد.
مباحثی که در مورد تنفس در فیزیولوژی گیاهی ، بحث میشود، به صورت زیر است:
تنفس هوازی و بیهوازی ، ساختمان میتوکندریها ، گلیکولیز و چرخه کربس ، زنجیره انتقال الکترون در میتوکندری ، مسیر پنتوز فسفات و ... .
رشد و نمو گیاهی
رشد و نمو اساسا از پدیدههای مهم در طی انتوژنی گیاه است. رشد و نمو تحت تاثیر عوامل متعدد محیطی و ژنتیکی قرار دارد. البته عامل مهم تعیین کننده الگوهای رشد و نمو ، عمدتا پایگاه ژنتیکی دارد. رشد عبارت است تغییرات کمی و افزایش غیر قابل برگشت در ابعاد یک موجود یا یک اندام. به مجموعه تغییراتی که ماهیت کیفی دارند، به اضافه تغییرات کمی (رشد) ، نمو اطلاق میشود.
مباحثی که در رشد و نمو گیاهی بحث میشود، به صورت زیر است. سینتیک رشد ، تروپیسمها یا گرایشها در گیاهان ، جنبشهای گیاهان ، تنظیم کنندهها یا هورمونهای رشد در گیاه مانند اکسین ، جیبرلین و ... ، مکانیزم تشکیل گل و فتوپریودیسم ، فیتوکرومها و دیگر پذیرندههای نوری و ... .
ارتباط فیزیولوژی گیاهی با سایر علوم
فیزیولوژی گیاهی با بسیاری از علوم ، ارتباط دارد. مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی. البته فیزیولوژیستها مکررا از نتایج تحقیقات بیوشیمیستها و متخصصان بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی استفاده میکنند و متقابلا دانشمندان رشتههای دیگر نیز از نتایج آزمایشات فیزیولوژی گیاهی ، بهرهمند میشوند.
در حقیقت این رشتههای مرتبط ، با هم یک مجموعه ایجاد میکنند و مرزهای تعریف شده عمدتا مصنوعی هستند. بنابراین آشنایی با مبانی بیوفیزیک ، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی ، غیرقابل تفکیک با فیزیولوژی گیاهی هستند.
چگونگی تمایز فیزیولوژی گیاهی از رشتههای نزدیک
چگونه فیزیولوژی گیاهی از رشتههای نزدیک به خود مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و ... متمایز میشود؟ مثال فتوسنتز را به عنوان مثال کلاسیک در نظر بگیرید. بیوشیمیستها آنزیمها را خالص سازی کرده و خصوصیات آنها را در لوله آزمایش مطالعه میکنند. متخصصان بیوفیزیک ، غشاها را جداسازی نموده و خصوصیات اسپکتروسکوپی آنها را در لوله آزمایش ، بررسی میکنند.
دانشمندان بیولوژی مولکولی ، ژنهای کد کننده پروتئینهای فتوسنتزی را شناسایی کرده و تنظیم آنها را در طول نمو ، مطالعه میکنند. در عوض متخصص فیزیولوژی گیاهی ، فتوسنتز را در عمل ، در سطوح مختلف ارگانی ، از جمله کلروپلاست ، سلول ، برگ و گل گیاه مطالعه میکند. صاحبنظران فیزیولوژی گیاهی ، راههای برخورد متقابل اجزا با یکدیگر برای انجام فرایندها و اعمال حیاتی را مورد مطالعه قرار میدهند.
چشم انداز
طی دهه گذشته ، علوم زیستی پیشرفت چشمگیر و غیر قابل انتظاری داشتهاند و در هیچ جا ، این نحوه پیشرفت ، بیشتر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. اکتشافاتی نیز ، قفل جادویی انتقال در غشاها را باز کردند. روشهای استخراج DNA ، ابزار جدیدی را برای فهم چگونگی تنظیم بروز و نمو ژن بوسیله نور و هومورنها فراهم کردند.
تجزیه پروتئینهای کلیدی و کمپلکسهای رنگیزه ، پروتئینهایی مانند روبیسکو (Rubisco) و مرکز واکنش فتوسنتزی با استفاده از کریستالوگرافی اشعه ایکس ، اولین طلیعه فهم مکانیزمهای مولکولی تثبیت کربن و واکنشهای نوری در فتوسنتز را فراهم کرد
دوست گرامی از اینكه از سایت انجمن زیست شناسی دانشگاه تهران دیدن كردید بسیار خوشحالیم مطلبی در مورد تولید مثل لامپری درخواست كرده بودید به زودی اماده می شود در حال جمع اوری مطالبی مبسوط در این باره هستم كه علاوه بر ایمیل خودتان در این پست نیز قرار خواهم داد متشكرم مارا با راهنمایی خود در ارئه سایتی هرچه پربار تر یاری نمایید.
مقدمه : بطور کلی ستارگان واحدهای اساسی جمعیت اجرام آسمانی می باشند که در گروه هایی به صورت خوشه گرد آمده و کهکشان نامیده می شوند، همانند جمعیت های منفردی که ملت ها را تشکیل داده اند. کهکشانها از یکدیگر توسط فضاهای خالی که هیچ ستاره ای در آنها وجود ندارد و تنها ممکن است دارای چند اتم هیدروژن باشند، مجزا شده اند. چنانکه می دانیم، ستارگان منفرد، از انقباض هیدروژن تشکیل شده، سپس متحول و سر انجام پایان یافته اند. حال کهکشانها چطور؟ آیا کهکشانها هم مانند ستارگان دارای چرخه تولد، تحول و مرگ هستند؟ آیا زندگی آنها با یک انفجار پایان می پذیرد؟ آیا کهکشانها از هم دور می شوند؟ کهکشانها همانند ستارگان، دارای شکل و اندازه می باشند. آیا کهککشانهای بیضوی، مارپیچ و مارپیچی میله ای مراحل یک کهکشان معمولی را در طول عمر خود طی می کنند؟ آیا کهکشانها کاملاً از یکدیگر مجزا هستند؟
ستاره شناسان در مورد کهکشانها پیشرفت زیادی نداشته اند، آنها حتی پاسخ سؤالات اساسی را که شکل و تابندگی کهکشان در خلال یک دوره زمانی چگونه تغییر می کند، نمی دانند. بعضی از ستاره شناسان فکر می کنند که یک کهکشان جوان از شکل کروی شروع شده و در اواسط سنش به صورت بیضی در می آید و در پایان عمر به مارپیچ تبدیل می شود. عده ای دیگر عقیده دارند که کهکشانها در جوانی به شکل مارپیچی و در پیری کروی شکل می شوند. برخی عقیده دارند که شکل اساسی کهکشان در سرتاسر عمرش ثابت است، یعنی آنها فکر می کنند که یک کهکشان مارپیچی با شکلی که متولد شده است در طول زندگیش به صورت همان مارپیچی باقی می ماند.
اطلاعات جدید ما در مطالعه کهکشانها از ناحیه طیفی مادون قرمز می باشد و زودی قادر خواهیم بود که آنها را در سایر طول موجها با استفاده از تلسکوپ در فضا مطالعه کنیم. همچنین امروزه مطالعه کهکشان ها با کمک کامپیوترهای الکترونیکی سریع انجام می گیرد
‹‹ آیا تا كنون درمورد این گیاه چیزی شنیده اید››؟
فارسی اصیل : تارفل (تار= سر، فل = برگ) (اشاره به معنی سر و استفاده از برگهای رنگین آن برای تاج)
فارسی رایج: كروتون (كرچك هندی)
نام انگلیسی : كروتون croton
خانواده آکانتاسه Acantaceae
گیاهان زینتی بر اساس رنگ گلها، فصل گل دهی و نوع مصرف آنها تقسیم بندی میشوند. در کتابهای علمی یکی از روشهای متداول تقسیم بندی گیاهان بر اساس خانوادههای گیاهی است. در علم گیاه شناسی خانوادههای گیاهی را بر اساس حروف الفبایی لاتین تنظیم کردهاند.
آکانتاسه Acantaceae
اولین خانواده گیاهی آکانتاسه است. در این خانواده عمده گیاهان بعنوان گیاهان آپارتمانی و برگ سبزها مورد استفاده قرار میگیرند.
آفلاندرا Aphlandra
یکی از گیاهان بسیار زیبای خانواده آكانتاسه، آفلاندرا است که دارای برگهای زینتی، کشیده، رگبرگهای کاملاً مشخص و یک ساقه گل دهنده چهار گوش و براکتههای رنگی است. این گیاه نسبتاً حارهای بهتر است در گلخانههای نسبتاً گرم و مرطوب نگهداری شود. چنانچه هر زمان رطوبت محیط از حد معینی کمتر شود علائم سوختگی حاشیه برگی روی آن ملاحظه میشود.
تکثیر آفلاندرا بوسیله قلمههای ساقه انجام میگیرد و برای تکثیر آن بهتر است از سیستم میست و مهپاش استفاده شود
ترجمه و تالیف: سید مرتضی ابراهیم زاده، كارشناس ارشد شیلات
ساختار چشم ماهیان همانند سایر مهره داران می باشد. نور ساطع شده از اشیاء در ابتدا ، باید از قرنیه ی شفاف گذر كند. از آنجایی كه شرایط اپتیكی آب خیلی شبیه به مایعات داخلی چشم ماهیان می باشد، لذا برای ایجاد تصویری واضح در چشم ماهی ، نیازی به شكست نور در هنگام ورود به چشم نمی باشد. بنابراین قرنیه ی ماهی در مقایسه با قرنیه ی مهره داران خشكی زی خیلی ضخامت كمتری دارد. عنبیه ی چشم بوسیله ی افزایش یا كاهش قطر مردمك ، مقدار نور ورودی به چشم را تنظیم می كند. ماهیان غضروفی می توانند عنبیه چشم خود را تنظیم كرده و شكل مردمك را تغییر دهند ، اما این توانایی در ماهیان استخوانی وجود ندارد. عدسی چشم ماهیان ، كه بیشتر كروی شكل می باشند، مانند عدسی محدب مهره داران خشكی زی ، نور دریافت شده از اشیاء را در شبكیه ی چشم متمركز می نماید. عدسی چشم ماهیان غضرفی تا اندازه ای پهن می باشد.این در حالی است كه عدسی چشم مارماهی دهان گرد(لامپری) و ماهیان استخوانی گرد و كروی است. ماهی اشیاء را در فواصل دور بوسیله حركت عدسی به جلو و عقب ، می بیند ، اما در مهره داران خشكی زی تمركز تصاویر بر روی شبكیه چشم در اثر تغییر انحناء و خمیدگی عدسی انجام می گیرد
قبل از اینكه ذهن مخاطب آمادة دریافت مطلب ومنظور اصلی این نوشته شود، لازم میدانم موضع مكانیك كلاسیك ونظریات نسبیت خاص وعام در قبال آنچه كه فضا می نامیم روشن شود. همچنین صرف نظر از خصوصیات مفهوم فضا مانند تخت یا خمیده بودن وبطور كلی چیستی آن، به نقشی كه در توضیح مفهوم حركت وتدوین قوانین آن ایفا می كند توجه شود.
همانطور كه می دانیم تعریف مكانیك به طور ساده از زبان یكی از بزرگان علم فیزیك، عبارت است از نشان دادن تغییر وضعیت اجسام در فضا بازمان، برای انجام این كار جسم صلب مراجعه كه حركت نسبت به آن سنجیده می شود تعریف ودستگاه مختصات دكارتی برآن چنان فرض می كنند كه هرگونه حادثه یا وضعیت حركتی جسم رجوع داده شده را بتوان نسبت به محورهای این دستگاه با توجه به اصول انطباق مورد سنجش قرار داد. بسیاری از مقدمات ذكر نشدة این كار از جمله تعریف واحدهای طول و زمان بركسی پوشیده نیست. همة این مقدمات جهت بررسی وتدوین قوانین حركت برپایة پیش فرض بدیهی مفهوم حركت یعنی جابجایی وانتقال جسم از یك نقطه به نقطه دیگر با گذر از فضای بین این دو نقطه استوار شده اند. لازم است كه فضا حتماً متصل وپیوسته باشد زیرا در غیر اینصورت جسم می بایست از یك نقطه از فضا به نقطة دیگر برود بدون گذر ازهیچ نقطهای.
فضا در مكانیك نیوتنی محمل تخت ماده ومیدان است واجسام برطبق قانون اول او در غیاب نیرو در حال سكون یا حركتی مستقیم الخط ویكنواخت در فضا هستند
در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هدیه داده است. او به من گفت: غمهایت را در جعبه سیاه و شادی هایت را در جعبه طلایی جمع كن. من نیز چنین كردم و غمهایم را در جعبه سیاه ریختم و شادی هایم را در جعبه طلایی! با وجود اینكه جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد اما از وزن جعبه سیاه كاسته می شد! در جعبه سیاه را باز كردم و با تعجب دیدم كه ته آن سوراخ است!!! جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهای من كجا هستند؟! خداوند لبخندی زد و گفت: غمهای تو اینجا هستند، نزد من!
در این بیانیه آمده است : شکی نیست که بالندگی، شور و نشاط دانشجویی و داشتن صراحت لهجه و برخورداری از روحیه انتقادی در چارچوب ضوابط و مقررات نه تنها هیچ منع قانونی ندارد، بلکه از ضروریات اجتناب ناپذیر بوده و همواره دارای مزایا و برکات فراوانی برای کشور و انقلاب است.
این فراکسیون در ادامه بیانیه می افزاید : کمیته دانشجویی فراکسیون دانشگاهیان خانه ملت آمادگی دارد تا هرگونه تخلف از ضوابط قانونی مربوط به فعالیتهای آزاد دانشجویی را پیگیری و بر اساس نظارت قانونی نمایندگان با آن برخورد کند، لذا تمامی دانشجویان و تشکلهای دانشجویی در سراسر کشور میتوانند موارد مذکور را جهت پیگیری قانونمند ، به این کمیته گزارش کنند.
در پایان این بیانیه همچنین فراکسیون دانشگاهیان مجلس به دست اندرکاران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توصیه کرده است تا با موانع رشد و بالندگی و پویایی فعالیتهای دانشجویی در دانشگاههای سراسر کشور برخورد مقتضی نمایند و در چارچوب ضوابط قانونی تسهیلات مناسب برای نهضت نرم افزاری و ارتقای دانش همراه با بینش صحیح اسلامی را در سال شکوفایی و نوآوری فراهم کنند.
معاونت آموزشی و تحصیلات تكمیلی دانشگاه در مراسمی كه 24 آذر در سالن شورای ساختمان حوزه معاونت آموزشی و تحصیلات تكمیلی برگزار می كند از مسئولان كمیته های علمی شانزده گانه و اعضای ستاد اجرایی مرحله نیمه نهایی سیزدهمین المپیاد علمی دانشجویی كشور تجلیل و قدردانی می كند.
نمایشگاه مشترك دستاوردهای علمی دانشگاههای تهران و علوم پزشكی تهران از 24 تا 26 آذر در صحن نماز جمعه برگزار می شود
چهار سال قبل، دوره دكترای پیوسته بیوتكنولوژی بر اساس اولویتهای ملی و مصالح تكنولوژیك تعریف شده در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دانشكدة علوم دانشگاه تهران راهاندازی شد. دانشگاه تهران بر اساس نظرات كارشناسی هیئت اعزامی از وزارت و نظر به قدمت، تواناییها و امكاناتی كه داشت، برای برگزاری این دوره انتخاب شد. دورة دكترای پیوسته بیوتكنولوژی، اولین تجربه در نوع خود در كشور محسوب میشود و برنامة آموزشی پیشبینی شده برای آن، اولین بار است كه به اجرا درمیآید. برای اولین بار در كشور رشته بیوتكنولوژی در مقطع كارشناسی برگزار میگردد و برای اولین بار دكترای پیوسته با ویژگیهای مربوطه برگزار میشود. بیوتكنولوژی، محصول رشتههای علمی مختلف بویژه علوم پایه و مهندسی است. اگر علوم پایه خوب و جهتدار داشته باشیم، برای موفقیت در این رشته امیدوارتر خواهیم بود. علوم پایهای كه دیدگاه بنیادی و عمیق روی پدیدههای طبیعی و علمی میاندازد، میتواند تكنولوژی قوی خلق كند. نمیتوان مجموعهای داشت كه از نظر تولید علمی، فرآوری علمی و محصول علمی درحد قابلقبول نباشد و ایجاد تكنولوژی بكند. بر این اساس، حمایت از آموزش و توسعه بیوتكنولوژی مستقل از ترویج و تقویت علوم پایه بویژه در رشتههای زیستشناسی، شیمی، فیزیك و ریاضی نیست. دانشكدة علوم دانشگاه تهران با توجه به قولهای حمایتی، اجرای دوره را بر عهده گرفت. بركسی پوشیده نیست كه دانشگاه تهران علیرغم در اختیار داشتن تعداد قابلتوجهی از متخصصان و سهم علمی قابلتوجه در نظام آموزشی- پژوهشی كشور، از نظر امكانات ابزاری و فضای آموزشی به شدت در مضیقه است. با توجه به محدودیت منابع مالی طی سالهای گذشته، تجهیز آزمایشگاهها درحد قابلقبول نبوده و بعضاً در حد صفر یا منفی بوده است. توسعة فضاهای فیزیكی نیز متناسب با نیازهای روزافزون در دانشگاه تهران صورت نپذیرفته است. در این شرایط، یك مولود تازه در دانشگاه تهران و دانشكدة علوم بوجود میآید. این مولود متناسب با ویژگیهای منحصر به فرد خود، نیازهای خاصی دارد. ایجاد ساختار اداری، تامین منابع مالی و تعریف سیستم آموزشی متناسب در جهت برآورده كردن و تحقق موفقیت برگزاری دورة موردبحث اجتنابناپذیر است و اقدام در ابعاد ذكرشده مستلزم ارایة اقدامات حمایتی عینی است. با اتكال به توجهات خداوندی و با درك اهمیت، ویژگیها و مشكلات فراروی دوره، در طی مدت یكسال گذشته از زمان تصدی سرپرستی دوره دكترای پیوسته بیوتكنولوژی بهعنوان وظیفة شرعی و ملی و بهعنوان عضوی از جامعه علمی كشور با اختیارات و امكانات نه در حد مدیر گروه، بلكه سرپرست، دركنار سایر مسئولان دانشكده بویژه ریاست محترم دانشكده چند محور زیر را شایستة توجه بیشتر یافته و در آن جهت عمل كردهایم: دورة دكترای پیوستة بیوتكنولوژی به سال چهارم رسیده است. بنده هم مثل هر ایرانی كه اگر كاری از دستش برآید برای آبادانی این مملكت انجام میدهد، كوهی از مشكلات كه هر كدام همكاری یك تیم را میطلبد در جلوی روی خود میبینیم. تلاش مجموعة دانشكدة علوم، در این راستا عمدتاً مبتنی بر اعتبارات محدود بوده است. به طور صریح عرض میكنم كه تاكنون حمایت مالی لازم و شایسته از برگزاری دورة دكترای پیوسته بیوتكنولوژی به عمل نیامده است. این سرپرستی برای تامین هزینههای اولیه با مضیقة مالی مواجه است و این در حالی است كه انتظارات بحق فراتر از رویة معمول میباشد. از جمله كارها و مشغلههای ذهنی فراروی این سرپرستی، انتقال به مرحلة دوم یعنی مقطع كارشناسی ارشد است. شش گرایش برای دورة كارشناسی ارشد تعریف شدهاست. این گرایشها عبارتند از: بیوتكنولوژی پزشكی، بیوتكنولوژی كشاورزی، بیوتكنولوژی محیطزیست و دریا، بیوتكنولوژی مولكولی، فراورش زیستی و بیوتكنولوژی میكروبی. بر اساس سیاستهای به اجرا آمده سعی كردهایم مشكلات دوره را نزد دستاندركاران و متخصصان كشور هر چه بیشتر عرضه نماییم. این سیاست با تامین زمینة بهرهمند شدن از انتقادهای سازنده عزیزان و دلسوزان كشور، میتواند در رفع موانع و بهبود رویه برگزاری دوره مفید واقع شود. با اینحال در اینجا به سازندهبودن انتقادها تاكید نموده و دست ارایهكنندگان انتقادات سازنده و ارایهكنندگان راهكارهای عملی (در كنار ارایة انتقاد) را به گرمی میفشاریم. بهنظر میرسد، یكی از مشكلاتی كه دانشجویان این دوره دارند، عدم آشنایی با وضعیت خودشان پس از فارغالتحصیلی میباشد. بنابراین نیاز به یك اطلاعرسانی دقیق در مورد وضعیت بیوتكنولوژی جهان، كشور و همچنین نیازهای كشور ایران احساس میشود. به منظور استفاده از امكانات و اطلاعات مؤسسات تحقیقاتی مرتبط با بیوتكنولوژی، طی هماهنگی انجام شده با مؤسسات مربوطه برای اولین بار در تابستان 1381، دورههای كارآموزی برای دانشجویان برگزار شد. انجام صحیح چنین دورههایی باعث میشود كه دانشجویان علاوه بر آشنایی با زمینههای مختلف پژوهشی از مزایایی چون آشنایی با محیطهای تحقیقاتی، اساتید مؤسسات، زمینههای كاری مختلف، تكنیكها و امكانات موجود نیز بهرهمند شوند. جای بسی خوشحالی است كه بعد از 4 سال، گروه مستقل بیوتكنولوژی به تصویب دانشگاه رسیده و طی مراحل قانونی آن در دست اقدام است و امیدواریم جذب هیأت علمی متخصص در این گروه بهزودی آغاز شود. با دعوت از 10 متخصص، تیمی را تشكیل دادیم كه در تابستان 81 طی جلساتی، بررسی و پیگیری مشكلات جاری و راهكارهای رفع آنها را بر عهده گرفت. ادامه كار گروه مزبور با مشكلات اداری مواجه شده است كه امیدواریم با همكاری مسئولان بهزودی رفع شود. عمدة تلاش ما برای بهوجودآوردن یك ساختار منسجم اداری است و هستة مركزی این ساختار همان تشكیل گروه بیوتكنولوژی در دانشكدة علوم دانشگاه تهران میباشد. با اینحال نظر به ویژگیهای دوره از ابتدای شروع همكاری با این مجموعه تفكر انسجام ساختاری دوره در قالب موسسه یا دانشكده بهعنوان دورنما در برنامهریزیهای دانشكدة علوم مطرح شده است. در سال 80 پیشنهاد تشكیل شورای تخصصی (كمیتة راهبردی) بیوتكنولوژی (بهعنوان یكی از كمیتههای شورای هدایت استعدادهای درخشان) در وزارت علوم داده شد. این كمیته به منظور بررسی مشكلات، برنامهریزی و هدایت كلان و حمایت از این دوره تشكیل شد. اعضای كمیته شامل 15 نفر از صاحبنظران و سیاستگذاران میباشند. تعدادی از اعضا، حقیقی هستند كه نظر به تخصص، جایگاه و كارهای علمی انجام داده و همچنین دیدگاههایی كه داشتهاند، انتخاب شدهاند. مسئولان مراكز مهم و فعال در زمینة بیوتكنولوژی كشور بهعنوان اعضای حقوقی در شورای تخصصی مزبور عضویت دارند و احكام اعضای شورا توسط وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری صادر میگردد. با اینحال جلسات كمیتة راهبردی در دانشگاه تهران برگزار میشوند. تلاش ما بر این اصل استوار است كه دانشكدة علوم دانشگاه تهران از نظر توان آموزشی خصوصاً در زمینههای تخصصی بیوتكنولوژی حداقل تواناییهای لازم را بهدست آورد. برگزاری دورة آموزشی بیوتكنولوژی مستلزم استفاده از نیروهای متخصص برای ارائه دروس مربوطه است. دانشكدة علوم تمام تلاش خود را بهكار گرفته تا بهترینهای كشور را بهكار بگیرد. در مورد آموزش هدفمند دو تفكر وجود دارد: اول اینكه برحسب امكانات و نیروهای متخصص موجود، دانشجویان را به سمت پروژههای تحقیقاتی خاص سوق دهیم. این نظریه طرفداران خاص خودش را دارد. تفكر دوم این است كه پروژههای این دانشجویان را برحسب نیازها و اولویتهای ملی در كشور تعریف كنیم. اینجانب تفكر دوم را ترجیح میدهم. اگر ما هدف نهایی را تولید محصول و رفع نیاز كشور قرار دهیم، مطمئناً هم منافع دانشجو و هم منافع كشور تضمین میشود. این ایده به صورت قدری متفاوت در جهت ارتقای توان اجرایی برگزاری دوره توسط این سرپرستی مطرح شده است و در این مورد اینجانب استنباط خاصی دارم كه تشریح آن در حوصلة این بحث نمیگنجد. به عقیدة من این كار باید مراحلی را پشت سر بگذارد و برای رسیدن به یك ساختار منسجم باید پایههای اولیه به خوبی شكل بگیرند. برنامهای كه برای دكترای پیوستة بیوتكنولوژی در نظر داریم، تقریباً به همین نقطه ختم میشود. برخی افراد معتقدند كه بعضی از دروس دورة لیسانس برای دانشجویانی كه در دورة فوقلیسانس وارد گرایشهای تخصصی جداگانه میشوند، كاربرد چندانی نخواهند داشت. به عقیدة من، این طرز تفكر صحیح نیست. منظور این نیست كه در اقیانوس بیكرانی از علم به عمق ناچیز باشیم. در واقع ما میخواهیم دانشجویانمان بینش (دید) داشته باشند. این "دید" بسیار مهم است. اگر چه میتوان از اعضای هیأت علمی چنین بخشهایی بهرههای علمی برد، اما ما به این نتیجة عملی دست یافتیم كه برگزاری برنامهها و واحدهای آموزشی دوره نیازمند همكاری در برخی مؤسسات آموزشی دارد. بر این اساس تصمیم گرفتیم كه به طریق دیگری از پتانسیل موجود استفاده كنیم. اولین راهحل، برگزاری دورههای كارآموزی است كه از تابستان سال 81 آغاز شد و همكاری بسیار خوبی را هم از جانب مؤسسات شاهد بودیم. بعنوان دومین راهحل مذاكراتی انجام دادیم كه طی مصوبة شورای تخصصی دوره، تمامی مؤسسات اعلام آمادگی كردند تا در كارگاههای آموزشی، سهمیهای برای دانشجویان دورة دكترای پیوسته بیوتكنولوژی در نظر بگیرند و یا كارگاههایی خاص این دانشجویان برگزار نمایند. بهعنوان مثال، مؤسسه تحقیقات بیوتكنولوژی كشاورزی یك كارگاه آموزشی برگزار كرد كه به علت محدودیت مكانی، از ما دعوتی بهعمل نیامد. اما بعد همان برنامه را دوباره برای دانشجویان ما اجرا كردند. نظیر چنین برنامههایی را با مركز ملی تحقیقات مهندسی ژنتیك و تكنولوژی زیستی و جاهای دیگر نیز داشتهایم. با توجه به تسهیلاتی كه در آییننامههای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پیشبینی شدهاست، یكی از برنامهها و پیشنهادهای ما استفاده از متخصصین ایرانی و غیرایرانی در نهادهای بینالمللی میباشد. به اجرا درآوردن چنین طرحی قبل از ایجاد یك بستر و ساختار اجرایی مناسب چندان كار بجایی نخواهد بود. در نظر داریم كه در آینده بتوانیم از مؤسسات خارجی ابتدا به صورت سمینارهای چند روزه و دورههای كوتاهمدت و انشاءا... بعداً بهصورت همكار استفاده كنیم. تمام این موارد نیاز به یك بستر مناسب دارد. تا زمانی كه ما برای تشكیل كلاسهای خودمان با مشكل مكان مواجه باشیم، چگونه میتوان برای برگزاری این دورهها اقدام كرد. یكی از شیوههای ارائه برخی دروس، استفاده از چند استاد در تدریس یك درس دانشگاهی میباشد. با توجه به اینكه بیوتكنولوژی یك علم چندرشتهای است، به نظر میرسد اجرای این سیستم آموزشی در بسیاری از موارد اجتنابناپذیر و در عین حال مفید باشد. در این روش هر استادی كه در یك سرفصل خاص تخصص دارد، تدریس آن را بر عهده میگیرد. نتیجه این است كه در نهایت دانشجو تركیبی از یافتههای متخصصین را در ذهن خود انباشته است.
نویسنده: محمد آهنگرزاده رضایی
بررسی وضعیت دورة دكترای پیوسته بیوتكنولوژی از نظر سرپرست گروه بیوتكنولوژی
1-1) تاریخچه
1-2) دوره دكترای پیوسته بیوتكنولوژی دارای ویژگیهای خاص میباشد
دانشكده علوم دانشگاه تهران، برای اولین بار، سعی در آشتی علوم پایه با كاربرد و جنبههای تكنولوژیك بویژه تكنولوژی زیستی در كشور نموده است و نیز برای اولین بار، دورهای منحصراً برای دانشجویان با ویژگیهای تعریف شده برای استعدادهای درخشان برگزار میگردد.
سؤال منطقی قابل طرح در این راستا، معطوف تمهیدات و لوازم اجرایی و ساختاری متناسب و موردنیاز برای تجربهای با ویژگیهای ذكر شده است. لذا اینجانب نیز مانند هر فرد دیگری كه در مقام قضاوت و اظهارنظر در خصوص چند و چون برپایی و اجرای دوره قرار میگیرد، به ناچار ساختار و نظام آموزشی، فضا و امكانات فیزیكی و اعتبارات پیشبینی شده برای "راهاندازی" دوره با ویژگیهای منحصر بفرد ذكر شده را مورد توجه قرار میدهم. در ادامه بحث در صورت لزوم در مورد هر كدام از موارد مزبور صحبت به میان خواهیم آورد. اما قبل پرداختن به موارد جزئی باید تأكید نمود كه ویژگیهای دوره، توجه و حمایت اجرایی و اعتباری ویژه برای آن را اجتنابناپذیر مینمایاند.
وقتی كه حدود 4 سال پیش، حركتی را برای جذب نخبگان علمی یا كسانی كه توان فكری و هوشی بالاتری دارند، آغاز میكنیم؛ وقتی كه هدف را تأثیر مثبت در زمینههای علمی، تولیدی و اقتصادی قرار میدهیم؛ انتظار میرود كه با توجه به ویژگیهای موجود، توجه خاصی هم به این مقوله معطوف شود. تنها در اثر حمایت و توجه كافی است كه میتوان نتایج مطلوبی بدست آورد. اگر بذر خوب كاشته شود، محصول خوبی هم میتوان انتظار داشت. در مورد دورة دكترای پیوستة بیوتكنولوژی، بذر خوبی پاشیده شده، ولی در واقع مراحل داشت این كشت به نحو مطلوبی صورت نگرفتهاست. در نتیجه، این نگرانی حاصل میشود كه خدای ناكرده برداشت مناسب و در حد انتظار حاصل نگردد.1-3) ارائه دروس پایه و فنی با هم، یك نقطة قوت برای دورة دكترای پیوسته بیوتكنولوژی
با توجه به برنامههای آموزشی این دوره، دانشجویان علاوه بر بدست آوردن دید قوی در زمینة علوم پایه، در شاخههای فنی هم اطلاعات لازم را بدست میآورند. شما هیچ رشتهای را نمیتوانید پیدا كنید كه بین علوم پایه و دروس فنّی اینگونه آشتی برقرار كرده باشد. دانشجویان این دوره دید بسیار خوبی در علوم مولكولی، بیوشیمی، میكروبیولوژی، شیمی و نیز علوم فنّی- مهندسی دارند. بنابراین با كنار هم قراردادن این آموزشها میتوانند مولد تكنولوژی باشند؛ چرا كه بیوتكنولوژی میانرشتهای است و همكاری گرایشهای تخصصی مختلف را برای تولید یك محصول طلب میكند.1-4) دانشگاه تهران و آغاز یك راه دشوار
البته عملكرد دانشكدة علوم در برگزاری دوره، مثبت ارزیابی میشود و به عقیدة من موفقیت، نسبی است. با توجه به امكاناتی كه در اختیار دانشكدة علوم قرار داده شده، این دانشكده به عنوان اولین تجربه در نوع خود موفق عمل كرده است. این مرهون ازخودگذشتگی، طمأنینه و بردباری سایر گروههای آموزشی دانشكدة علوم بوده كه با تخصیص برخی از امكانات و فضاهای خود به بیوتكنولوژی، به این دوره كمك كردهاند. در طی یكسال گذشته در جهت ایجاد ساختار اداری- آموزشی دوره اقدام گردیده و امید است با ارایة اقدامات حمایتی ساختار مزبور بتواند به وضعیت مطلوب دست یابد.1-5) اقدامات در حال انجام برای رفع مشكلات دوره
1- ایجاد ساختار و تشكیلات متناسب با ویژگیهای دوره از جمله پیشنهاد تشكیل شورای تخصصی دوره در وزارتخانه با اهداف راهبردی
2- اقدام لازم جهت تشكیل گروه آموزشی مستقل با دورنمای توسعه ساختار اداری-آموزشی آن كه اكنون در حال طی مراحل نهایی است.
3- تلاش و اجرای سیاستهای لازم در جهت انعكاس مشكلات و معضلات فراروی دوره به مسئولان و متخصصان ذیربط كه الحمدالله موفقیتآمیز بوده است.
4- پیگیری در جهت جلب حمایت مسئولان در تأمین و اختصاص مكان و فضای آموزشی_پژوهشی متناسب با نیازهای دوره كه یكی از نیازهای كلیدی ساماندهی برگزاری موفق دوره دكترای پیوستة بیوتكنولوژی میباشد.
5- بازنگری برنامههای آموزشی و سرفصلهای دروس كارشناسی و كارشناسی ارشد و انطباق برنامههای مزبور با شرایط و امكانات موجود ( و برعكس).
6- فعالیت در جهت جلب حمایتهای مالی و اعتباری ضروری جهت برگزاری دوره و غیره.
7- تأمین توقعات اكثراً منطقی شكل گرفته در عزیزان شاغل به تحصیل در دوره با توجه به شرایط و مقتضیات موجود.
همانطوركه ملاحظه میشود، حجم اقدامات اصولی و ضروری موردنیاز برای راهاندازی رویههای جدید و تأمین نیازهای پایهای، فراتر از ادارة یك مجموعه راهاندازی شده و سابقهدار است و این در حالی است كه سرپرستی بیوتكنولوژی بدون بهرهمندی از عضو هیئت علمی و پرسنلی مستقل و البته با حمایت و بزرگواری سایر گروههای آموزشی دانشكدة علوم بویژه گروه زیستشناسی، در این راه قدم برمیدارد.بخش دوم) مشكلات دوره
2-1) حمایت مالی ناكافی- تامین فضای آموزشی چالش اصلی
یكی از مهمترین چالشهای فراروی ما تامین فضای آموزشی برای برگزاری واحدهای عملی و آزمایشگاهی و حتی كلاسهاس نظری است؛ گرچه در نیمسال گذشته حركتهای قابل تقدیر از سوی مسئولین دانشكده در جهت تامین بخشی از نیاز مزبور صورت پذیرفته است با این حال صورت مسئله هنوز پابرجا است. بازنگری برنامههای آموزشی، برنامهریزی برگزاری مرحلة دوم، تامین هزینههای برگزاری واحدهای آموزشی، تامین تجهیزات آموزشی مورد نیاز و غیره همگی واجد بار مالی بوده و شرایط ایدهآل، مستلزم تحقق عملی اولویتهای بودن این دوره از سوی مسئولان و تامینكنندگان اعتبارات مالی در كشور است.2-2) انتقال به مرحلة دوم دوره، مشكلی برای آینده
بعد از بررسیهای انجام شده به این نتیجه رسیدهایم كه خود این 6 گرایش به كار كارشناسی بیشتری نیاز دارد. به هر صورت بر حسب مقتضیات زمان و امكانات موجود، نیاز به یك بازنگری و پردازش نهایی برای به اجرا گذاشتن آنها احساس میشود. اقدام در جهت زمینهسازی برگزاری موفق مرحلة دوم از پاییز سال گذشته عملاً در صدر امور سرپرستی قرار گرفته است و امیدواریم بتوانیم برنامه خود را در این خصوص تا آخر فروردین ماه 1382 جهت تصویب نهایی به شورای تخصصی دوره تقدیم نماییم.
تعداد زیادی از واحدهای درسی پیشبینی شده برای مقطع كارشناسی ارشد به بازنگری نیاز دارند. بعضی از دروس با یكدیگر تداخل دارند. بدین ترتیب در این زمینه با انبوهی از كار مواجه هستیم كه به تیمهای كارشناسی مختلف نیاز دارند. در این خصوص جلسات بازنگری واحدهای درسی را از تابستان 1381 آغاز كردهایم؛ با اینحال تاكنون علیرغم پیگیریهای به عمل آمده حمایت مالی لازم از روند به اجرا درآمده صورت نپذیرفته است.
شورای گروه در حال پیگیری این مشكلات است و امیدواریم كه با دریافت حمایت عملی- عینی و متناسب با ویژگیهای دوره از آن بتوانیم تا حدی موفقیت مرحلة دوم و كل دوره را تضمین كنیم. توجه به این نكته ضروری است كه این سرپرستی به پشتوانه دانشكدة علوم دانشگاه تهران خود را موظف به پیگیری و تامین موفقیت دوره میداند با اینحال توجه به ملی بودن و جایگاه و اهمیت دوره ضرورت توجه همه مراجع دستاندركار در این خصوص را مورد تاكید قرار میدهد.2-3) انتقادها باید سازنده باشد
2-4) عدم توجیه دانشجویان در خصوص آیندة شغلی
اگر در كاریابی، بنابر كیفیت و شایستهسالاری باشد، نباید نگران نیروهایی باشیم كه به صورت كیفی تربیت میشوند. در صورتی كه نظام كیفیتمدار نباشد، باید نگران بود كه روابط، جایگزین شایستگی شوند. از سوی دیگر در مجال كوتاهی كه داشتهایم (در یك سال گذشته) برای اشتغال دانشجویان، جلساتی در كمیتة راهبردی (شورای تخصصی) برگزار كردهایم و برنامههایی در نظر گرفتهایم كه هنوز نیازمند كارشناسی بیشتر میباشند.
به نظر میرسد كه بورس كردن دانشجویان در مرحلة كارشناسی چندان به نفع آنها نمیباشد. مگر در لحظة ورود به یك رشته، دانشجوی ما چقدر میتواند نسبت به گرایشهای مختلف دید داشته باشد؟ بنابراین بورسیهشدن، آنها را محدود میكند. دانشجو بعد از اینكه در دورههای كارآموزی و سمینارهای مختلف شركت كرد و با اساتید و مؤسسات مختلف آشنا شد، آن وقت دید كافی برای تعیین جهت علمی خود بدست میآورد.بخش سوم) برخی تمهیدات و پیشرفتها در جهت رفع مشكلات
3-1) تدارك دورههای كارآموزی
فشردگی واحدهای ارائه شده و همینطور آموزش زبان انگلیسی فرصت زیادی برای ادامة دورههای كارآموزی در سال تحصیلی باقی نمیگذارد. با توجه به این مورد به نظر میرسد كه راهی جز استفاده از فرصتهای تابستانی نداریم. هر دانشجو در طول تحصیل خود با چندین تابستان مواجه میشود كه میتواند بر حسب گرایش و علاقة خود در مؤسسات موجود به فعالیت بپردازد. همچنین در مرحلة دوم از برگزاری دوره یعنی مرحلة كارشناسی ارشد، اجرای پروژههای كاری با همكاری اساتید واحدهای درسی در دست بررسی قرار گرفته است كه به آشنایی بیش از پیش این عزیزان كمك خواهد نمود.3-2) تشكیل گروه بیوتكنولوژی، یك گام رو به جلو
3-3) تشكیل كمیتة راهبردی بیوتكنولوژی در شورای استعدادهای درخشان
3-4) افزایش توان دانشكدة علوم از نظر آموزش
از آنجا كه بسیاری از سرفصلها و واحدهای درسی برای اولین بار ارایه میشوند تطبیق كیفی اساتید همكار با این سرپرستی در ارایة واحدهای درسی مستلزم زمان مقتضی بوده است و اكنون به جرأت میتوانم بگویم دانشكدة علوم به خوبی از عهدة این كار برآمده است. در طی این چهارسال، دانشكده موفق شده یك كادر آموزشی برای گروه بیوتكنولوژی شكل دهد. از نیمسال اول سال تحصیلی82-81 در ابتدای هر نیمسال تحصیلی، كادر آموزش نیمسال تحصیلی در جلسة مشتركی شركت میكنند كه این امر در تامین و توجیه لازم و انجام هماهنگیهای متناسب با ویژگیهای آموزشی دوره راهگشا بوده است و اثرات آنرا در نیمسال گذشته به خوبی تجربه نمودیم.3-5) آموزش هدفمند، نقطة عطف دورة دكترای پیوستة بیوتكنولوژی
متخصصی كه در خارج از كشور درگیر كارهای تحقیقاتی شدهاست، تخصصی بدست میآورد كه درجهت رفع نیازهای آن كشور میباشد. ممكن است به واقع اولویت موجود در آن كشور در كشور ما دارای اهمیت نباشد. نتیجه این میشود كه تخصص بدست آمده، مستقیماً در چالشهای رفع نیازهای جامعه بهكار نیاید. در عین حال پروژهها و رسالهها متناسب با نیازها و اولویتهای تحقیقاتی_تولیدی كشور ضمن تامین اهداف آموزش میتواند ثمردهی مستقیم در رفع نیازهای كشور داشته باشد.
در مواردی كه نیاز به آموزشهای ویژه احساس شود، مراكز و آزمایشگاههای موجود در خارج شناسایی و دانشجو جهت یادگیری یك بخش و یا تكنیك خاص، اعزام میشود. در صورتی كه رساله و دانشجو در خارج تعریف شود. بعد از بازگشت تا این حد موفق نخواهد بود؛ چرا كه دستاورد تولیدی برای كشور نخواهد داشت. توجه به این نكته ضروری است كه اهمیت این شیوه به قدری زیاد است كه میتوان تمام ثمرة این دوره را در آن خلاصه كرد. در واقع آموزش هدفمند نقطة عطفی برای دورة دكترای پیوستة بیوتكنولوژی است. البته اجرای چنین طرحی، استقبال و حمایت مسئولین و سیاستگذاران را طلب میكند.بخش چهارم) پاسخ به برخی از سؤالات
4-1) آیا تأسیس دانشكدة بیوتكنولوژی، یك راهحل است؟
حركت و سمت و سوی ما به این شكل است كه بتوانیم در آینده انستیتو بیوتكنولوژی را در دانشكدة علوم و دانشگاه تهران تأسیس كنیم. ما هم علاقهمند هستیم كه از نظر ساختاری، تشكیلاتی و اجرایی قدرتمند شویم تا از این طریق در آموزش بیوتكنولوژی استعدادهای درخشان با مشكلات منطقی مواجه باشیم. ما هم آرزومندیم كه آزمایشگاههای مناسب، نیروی متخصص كافی و فضای مناسب در اختیار داشته باشیم. با اینحال منظور ما از بوجود آوردن مؤسسة بیوتكنولوژی این نیست كه برخی دوبارهكاریها را انجام دهیم. هدف، برپایی مؤسسهای برای استعدادهای درخشان و نخبههای دانشجویی (در آینده) در راستای اهداف آموزش بیوتكنولوژی خواهد بود. آنچه كه اصالت دارد نیروی محقق است.4-2) آیا دروسی وجود دارند كه در گرایشهای آتی كاربرد نداشته باشند؟
همان طور كه استحضار دارید، در سیستمهای حیاتی در عین تنوع، وحدت حاكم است و هیچكدام مستقل از هم نیستند. ممكن است فرآوردهای را كه امروز از میكروب استخراج میكنید، بتوانید از گیاهی كه خیلی مهجور است با قیمت پایینتری استخراج كنید. اینكه فرد با تكنیكها و دیدگاههای مختلف در مقطع لیسانس، نه مقاطع بالاتر، آشنا شود، بسیار مفید خواهد بود. توجه به این نكته ضروری است كه در لیسانس بحثها تخصصی نیستند و فرد در حال آشنایی با نگرش عمومی میباشد. البته همانطور كه قبلاً نیز ذكر كردم، سرفصل برخی از دروس به بازنگری نیاز دارد تا قسمتهای تكراری و مشترك حذف گردند و بخشهای جدید جایگزین آنها شوند.4-3) چگونه میتوان از مؤسسات تحقیقاتی و نهادهای مرتبط با بیوتكنولوژی استفاده كرد؟
از نظر ارایه واحدهای آموزش عملی در اینگونه مراكز، عملاً راهی جز برگزاری دورههای كوتاهمدت و بعضاً فشرده نمیباشد. چرا كه عملاً ثابت شده است كه ارایه واحدهای عملی دوره لیسانس برای مدت زمان یك ترم در آزمایشگاههای پژوهشی عملی نبوده و نیز از بازده لازم برخوردار نخواهد بود. علت این امر، تحقیقاتی بودن ماهیت مراكز یادشده و ویژگیهای خاص دانشجوی دوره لیسانس میباشد. در مقاطع فوقلیسانس و دكترا وضعیت تفاوت بسیاری خواهد داشت؛ چرا كه در این دورهها دانشجو در قالب تز و یا واحدهای دیگر و با توجه به زمان بیشتری كه در اختیار دارد میتواند از داشتههای اینگونه مؤسسات بهرههای لازم را بهدست آورد.4-4) بهرهگیری از توان علمی و فنی دانشگاهها و مؤسسات خارج از كشور مثلاً از طریق ایجاد دورههای مشترك
4-5) استفاده از چند استاد در ارائه یك درس
ختم كلام آنكه، اهمیت دورة دكتری پیوسته بیوتكنولوژی بر كسی پوشیده نیست و موفقیت برگزاری این دوره میتواند در ارتقای تحقیقات متناظر با فناوری زیستی كشور و در نتیجه ایجاد تكنولوژیهای مربوطه در سالهای آینده نقش بسیار مهمی را ایفا نماید. لذا تامین نیازهای برگزاری دوره به شرح ذكرشده در این مصاحبه و نیز گزارشها و نوشتارهای پیشین از اهم اولویت برخوردار است. بهویژه توجه به ایجاد نظام اداری_آموزشی دورة دكتری پیوسته بیوتكنولوژی از طریق تامین فضا و مكان لازم برای استقرار كیفی آن قدم اول در این راستا محسوب میگردد.
گزارشی از دستاوردهای دانشگاه تربیت مدرس در زمینة سلولهای بنیادی
1- تكثیر سلولهای بنیادی بند ناف به منظور درمان افراد سرطانی
یكی از مشكلات پیوند مغز استخوان، عدم سازگاری نسجی (HLA) شخص گیرنده با شخص دهندهاست. این موضوع یعنی "ناسازگاری نسجی"، حتی ممكن است باعث مرگ شخص گیرنده شود. از طرفی بهدلیل كمبود تعداد افراد داوطلب برای اهدای مغز استخوان، امكان یافتن نمونههای سازگار با فرد بیمار دشوار میباشد.
از آنجاییكه سلولهای بنیادی بند ناف، در مراحل اولیه تكامل قرار دارند، سازگاری آنها با شخص گیرنده بیشتر است و در زمان انتقال به شخص بیمار، كمتر پسزده میشوند. بنابراین با تبدیل سلولهای بنیادی بند ناف به سلولهای مغز استخوان و پیوند آنها به بیمار میتوان تا حد زیادی با مشكل پسزدگی مقابله نمود؛ ضمن اینكه این سلولهای بنیادی، از خون بند ناف بلافاصله بعد از تولد نوزاد جداسازی میشوند (بند ناف بعد از تولد از نوزاد جدا شده و دور انداخته میشود) و لذا بعید است كه مشكلات اخلاقی خاصی داشته باشند.
از دیگر مزایای سلولهای بنیادی بند ناف، میتوان به "فقدان عفونت ویروسی" و "سرعت بهبود" اشاره كرد (پس از پیوند این سلولها به مغز استخوان، مدت زمان خونسازی و بهبود بیماران كمتر است).
اما تنها مشكل سلولهای بنیادی بند ناف آن است كه تعداد آنها بسیار كم است و لذا باید این سلولها پس از استخراج در شرایط آزمایشگاهی تكثیر شوند تا بتوان بهصورت كاربردی از آنها استفاده نمود. هماكنون تحقیقات زیادی در دنیا در خصوص استخراج و تكثیر این سلولها از بند ناف صورت میگیرد. در واقع استخراج و تكثیر سلولهای بنیادی از بند ناف، اولین مرحله جهت تبدیل آنها به بافتهای دیگر و نهایتاً بهرهگیری در درمان بیماریها بهشمار میرود.
این موضوع در دانشگاه تربیت مدرس مورد توجه قرار گرفته و بهصورت یك طرح مشترك با همكاری بیمارستان شهید شریعتی در حال انجام است و موفقیتهای نسبتاً خوبی در زمینه استخراج و تكثیر آنها در آزمایشگاه بهدست آمده است.
2- تبدیل سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای قلبی
در دانشگاه تربیت مدرس، سلولهای بنیادی مزانشیمی در محیطهای كشت ویژه به سلولهای قلبی تبدیل شدهاند كه دارای ضربان خاص این سلولها بودهاند. برای مستندسازی بهتر، مراحل مختلف تمایزاز یك سلول بنیادی به سلول قلبی، توسط میكروسكوپ فاز معكوس فیلمبرداری و به رایانه منتقل شد. ضمن اینكه جهت تشخیص تمایز و تشكیل سلولهای قلبی، فقط به داشتن ضربان آنها اكتفا نشد و تستهای تكمیلی در این خصوص صورت گرفت. یك سلول قلبی (یا هر سلول دیگری) علاوه بر شكل ظاهری (مورفولوژی) باید دارای یك سری خصوصیات فیزیولوژیك و مولكولی نیز باشد؛ بهطوریكه در مجامع علمی برای اثبات تولید یك سلول قلبی (یا هر سلول دیگری) باید مستندات فیزیولوژی و مولكولی آن نیز در كنار مستندات مورفولوژیك ارایه شود. بر همین مبنا آزمونهای زیر در مورد كار دانشگاه تربیت مدرس انجام شد:
1- در روزهای اولیه تمایز، از سلولها برشهای میكروسكوپی تهیه و توسط میكروسكوپ الكترونی بررسی شد كه تشكیل میوفیلامنتها (Myofilaments) مورد تأیید قرار گرفت. علاوه بر این، ژنهای alpha myosin heavy chain و Beta myosin heavy chain و چند ژن دیگر كه مشخصه یك سلول قلبی انسان هستند (ژنهای اختصاصی سلول قلبی انسان) توسط تكنیك RT- PCR مورد بررسی و تأیید قرار گرفت.
2- كاریوتایپ سلولهای قلبی تولیدشده تهیه و مورد بررسی قرار گرفت تا شكستگیهای كروموزومی یا تنوع عددی كروموزومها (پلوئیدی) نیز در صورت بروز مشخص شوند؛ البته چنین تنوعی در كروموزومها مشاهده نشد و تمام سلولهای مورد بررسی از این لحاظ سالم و بدون تغییر بودند.
3- یكی دیگر از آزمونهایی كه برای تأیید موفقیت در این تحقیق لازم است، تست مولكولهای لانهگزینی میباشد. این مولكولها باعث میشوند سلولهای قلبی تولیدشده، وقتی به بدن تزریق شدند در محل اصلی خود استقرار یابند و در بدن سرگردان نشوند. لذا در این تحقیق نیز وجود مولكولهای لانهگزینی توسط فلوسیتومتری مورد بررسی قرار گرفت. طبق نتایج به دست آمده، حدود 45 درصد از سلولها دارای مولكولهای لانهگزینی بودند؛ یعنی در صورت تزریق در محل مورد نظر، استقرار خواهند یافت. نكته مهم این است كه بقیه سلولها (55 درصد) چون از سلولهای مزانشیمی همان فرد استخراج شدهاند، سیستم دفاعی بدن را نیز تحریك نمینمایند و از این حیث برای شخص موردنظر مشكلی فراهم نمیكنند و معمولاً توسط اندامهای تصفیهكننده بدن مانند طحال دفع میشوند.
3- تبدیل سلولهای مزانشیمی به سلولهای عصبی
تولید سلولهای عصبی با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی نیز در دانشگاه تربیت مدرس در حال انجام است.
در این خصوص مراحل تبدیل و تمایز سلولها با موفقیت انجام شده، به ویژه مرحله تمایز نهایی كه منجر به تغییر شكل سلولهای بنیادی به صورت یك سلول عصبی میشود (تغییر مورفولوژی) به 4 تا 5 ساعت تقلیل داده شده و تمام این مراحل در آزمایشگاه بیوتكنولوژی انستیتو پاستور ایران فیلمبرداری گردیده است. با تندكردن پخش این فیلم میتوان تمایز سلولی را در چند دقیقه بهطور كامل مشاهده نمود. البته در این مورد نیز تنها به مورفولوژی اكتفا نشد و تستهای مولكولی خاص سلولهای عصبی نیز انجام شد كه تشكیل سلولهای عصبی از سلولهای بنیادی مزانشیمی را تأیید نمود. یكی از تستها، آزمون وجود پروتئین Neuron-Specific Enolase میباشد كه توسط رنگآمیزی مورد مطالعه قرار گرفت.
علاوه بر اینها در نظر است كه این سلولهای عصبی مورد آزمون الكتروفیزیولوژیك قرار گیرند تا نحوه تحریك آنها در مقابل جریان الكتریسیته (پالس الكتریكی) مشخص شود. در این خصوص با دانشگاه شهید بهشتی هماهنگی صورت گرفته كه با توجه به وجود امكانات مقتضی در آن دانشگاه، آزمون مذكور در آنجا صورت گیرد.
4- تولید سلول استخوانی با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی
با توجه به اهمیت تبدیل و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای استخوانی و كاربرد آن در ترمیم بافتهای استخوانی آسیبدیده، این مورد نیز در دانشگاه تربیت مدرس مورد توجه قرار گرفت. تاكنون مراحل اولیه تمایز با موفقیت انجام شده است و برای تشخیص كلسیته شدن در این سلولها، از تست اختصاصی آن یعنی آلیزانید و برای تعیین و تأیید تمایز، از آزمون آلكانفسفاتاز استفاده شد كه هر دوی این آزمونها روند تمایز را مورد تأیید قرار دادند. علاوه بر اینها نمونههای میكروسكوپی آن توسط میكروسكوپ الكترونی مورد بررسی قرار خواهند گرفت و امیدواریم در آیندهای نزدیك بتوانیم مقاله آن را در یكی از ژورنالهای معتبر به چاپ برسانیم.
5- پژوهشهای آینده
از جمله پژوهشهای آینده در این دانشگاه میتوان به تولید سلولهای غضروفی و پوستی با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی اشاره كرد كه مراحل اولیه مورد اول یعنی تولید سلولهای غضروفی در چند روز اخیر شروع شده است. خاطر نشان میشود از این تكنیك میتوان برای ترمیم غضروفها و مفاصل آسیبدیده استفاده نمود. مورد دوم یعنی تولید سلولهای پوستی نیز جزو اهداف آینده محسوب میشود كه در صورت تحقق شرایط و جذب امكانات انجام خواهد شد.
6- مشكلات پیشرو
متأسفانه در كشور تصویب طرحهای تحقیقاتی و تخصیص بودجههای آن به كندی صورت میگیرد كه این موضوع سبب شد تحقیقات مذكور خارج از حیطه طرحهای تحقیقاتی مصوب و به صورت خودجوش به انجام برسند (در این خصوص یكی از این پروژهها به صورت طرح تهیه و برای شبكه پزشكی مولكولی ارسال شده است كه علیرغم گذشت حدود هفت ماه هنوز جوابی دریافت نكردهایم). بنابراین اغلب تحقیقاتی كه تاكنون در دانشگاه تربیت مدرس بر روی سلولهای بنیادی صورت گرفته، با هزینههای شخصی، كمكهای برخی از مسئولین دانشگاه و كمك برخی از مراكز همچون بیمارستان شهید بهشتی و انستیتو پاستور ایران به ثمر نشستهاند.
اما در شرایط كنونی، این پژوهشها به نقطهای رسیدهاند كه انجام آنها توأم با صرف هزینههای بالا و بهرهگیری از امكانات پیشرفتهتر است. بهعنوان مثال قیمت 5 میلیگرم فاكتور رشد حدود 650 هزار تومان است كه برای 15 تا 20 آزمایش كافی است؛ همین موضوع برای بتاتیجیاف (ßTGF) نیز صادق است كه در كشت سلولهای غضروفی كاربرد دارد. از لحاظ امكانات نیز وجود امكاناتی چون میكروفیوژ، سانتریفوژ یخچالدار، میكروسكوپهای قوی و با كنتراست بالا و غیره از ملزومات یك آزمایشگاه بیوتكنولوژی هستند كه تهیه آنها نیز به سختی میسر میشود. با عنایت به كاربردهای بالقوه و بالفعل كشت سلولهای بنیادی در عرصه پزشكی و توجه اخیر مسئولین به آن، انتظار داریم از این فناوری حمایت عملی صورت پذیرد. انشاءا...
آخرین پست ها